29ژوئن

سبک زندگی

آنچه در این مطلب بیان می‌شود ديدگاهی کاملا شخصی درباره انتخاب سبک زندگی است؛ انتخابی که می‌تواند به سبک زندگی مجردی یا متأهلی ختم شود.

تصور می‌کنم قبل از انتخاب سبک زندگی متأهلی، لازم است تعریف مشخصی از زندگی مشترک داشته باشیم.

آیا می‌خواهیم در این زندگی فردی بمانیم و لازم است فرد دیگری پیدا شود که خود را با دنیای ما هماهنگ کند یا اینکه می‌خواهیم در دنیای طرف مقابل زندگی کنیم و خود را با دنیای او سازگار کنیم؟

شاید هم به دنیای سومی فکر می‌کنید که نه دنیای ماست و نه دنیای فردی دیگر؛ بلکه دنیایی است که بر اساس توافقنامه‌ی پذیرفته‌شده از سوی طرفین – در حالی‌که فردیت آن‌ها را به رسمیت می‌شمارد – شرایطی برای باهم بودن و اشتراک گذاری را فراهم می‌کند.

احتمالاً با داشتن تعریفی مشخص و روشن از این موضوع، می‌توانیم با دقت بیشتری به تأهل فکر کنیم. وقتی می‌پذیریم تأهل، زندگی در دنیای من یا دیگری نیست؛ یعنی قرار نیست یک نفر منجی دیگری باشد و فرد رؤیاها بشود و خوشبختی را به دیگری هدیه دهد.

می‌دانیم که خوب بودن یک فرد برای انتخاب مهم است؛ اما کافی نیست. ما به انسان خوبی نیاز داریم که اشتراک‌هایی برای باهم بودن داشته باشیم؛ پس عجیب نیست که بگویم، اگر من مناسب همه نیستم یا همه مناسب من نیستند دلیلی بر خوب نبودن ما نیست؛ بلکه دو انسان خوب هم می‌توانند مناسب همدیگر نباشند. به رسمیت شمردن فردیت هم همین است؛ یعنی قرار نیست یک نفر خودش را اصلاً نبیند بلکه می‌پذیریم که بهتر است برای خودمان هم وقت و برنامه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم باهم بودن بهتری را تجربه کنیم.

کسی که نمی‌تواند از زندگی مجردی لذت ببرد، اشتباه است که ازدواج را کلید حل اين مسئله بداند و انتظار داشته باشد یک نفر از آسمان بیاید و او را خوشبخت کند. درست نیست که انتظار داشته باشیم یک نفر نقطه‌ضعفمان را رفع کند یا جایی بار زندگی ما را به دوش بکشد بلکه بهتر است تنها لذت بردن را بیاموزیم و بعدازآن، به فکر پذیرش فردی برای تجربه مشترک در مسیر زندگی باشیم.

اشتراک دو فرد را شبیه به مسافرت در مسیری زیبا و درعین‌حال پرپیچ‌وخم می‌بینم که خودشان انتخاب کرده‌اند که لذت و ریسک مسیر را باهم تجربه کنند؛ لذت و ریسکی که در سبک زندگی مجردی، به شکلی دیگر قابل تجربه است. از طرفی تصور می‌کنم لذت باهم بودن همه افراد، در یک مسیر مشترک، شبیه یکدیگر نیست و به دلیل تفاوت در توافق‌ها و نگاه آن‌ها به مسائل، تجربه‌های خاص خود را دارند و ممکن است دنیای اشتراکی لذت‌بخش ما، برای دیگران تلخ و عذاب‌آور باشد.

بر اساس همین تعریف ابتدایی نکته دیگری وجود دارد که شاید توضیح بیشتری لازم دارد؛ آن‌هم تعریف دقیق‌تر ما از اشتراک‌گذاری است. گفته شد تأهل پذيرفتن اشتراک‌گذاری است. بهتر است بدانیم که اشتراک‌گذاری ساختن بر پایه داشته‌های دو نفر است و نه اینکه یک نفر برای دیگری بسازد. گاهی اوقات می‌بینم که دو نفر سال‌ها باهم زندگی می‌کنند و هنوز در همین تعریف اولیه، اشتراک نظر ندارند و زندگی به‌ظاهر متأهلی آن‌ها، بیشتر شبیه هم‌خانه بودن است.

ازنظر من ارزشمندترین اشتراک‌گذاری در دنیای متأهلی، تجربه مشترک شادی و غم، خوشی و ناخوشی، مشکلات و پیروزی‌ها و حس خوب باهم بودن است و درک نمی‌کنم افرادی را که به‌راحتی تنشان را با همدیگر به اشتراک می‌گذارند؛ اما برای پول و مادیات و دیگر چیزهای سطحی‌تر، همچنان منیت دارند و چیزی به نام ما را تعریف نکرده‌اند. شاید این دسته افراد، ازدواج را صرفاً ابزاری قانونی برای رفع نیازهای غریزی‌شان می‌دانند!

ممکن است در نگاه افراد مجرد به ازدواج، دو خطا وجود داشته باشد:

اول آنان که دنیای تأهل را کاملاً خوب و عالی می‌دانند و انتظارشان دنیایی خوش و بی‌دردسر است. این نوع پیش‌داوری و بعدازآن مواجهه با واقعیت و سختی‌ها، می‌تواند افراد را از زندگی ناامید و دلسرد کند.

دسته دوم نگاه کاملاً منفی و تاریک به تأهل است. این گروه افراد، تأهل را کاملاً سیاه و پرمشقت می‌دانند و مزیت‌هایش را نمی‌بینند. شاید بررسی ریشه این نوع تفکر با کمک متخصص بتواند بهترین اقدام مثبت برای آن‌ها باشد.

بااین‌حال من دنیای تأهل را نه بهشت می‌دانم و نه جهنم؛ بلکه آن را گزینه‌ای برای انتخاب می‌بینم که بر اساس اولویت‌هايمان، می‌توانیم آن را بپذيريم يا رد کنيم. ازنظر من داشتن نگاه واقعی به تأهل با در نظر گرفتن اولویت‌هایمان، تعیین‌کننده سبک زندگی مجردی یا متأهلی است.

بهتر است بپذیریم که هیچ انتخابی وجود ندارد که بدون هزینه و پیامد باشد و تمام خوبی‌ها را به ارمغان بیاورد؛ از طرفی پیامدهای یک تصمیم برای افراد مختلف یکسان نیست. احتمالاً زمانی می‌توانیم تصمیم بهتری بگیریم که نسبت به پیامد هر گزینه و همچنین اولویت‌های شخصی خود، شناخت خوبی داشته باشیم.

اشتراک گذاری

درباره رضا رضائی

2 نظرات

  1. دقیقا. چقدر خوبه که همه اگاهانه و با هد ف زندگی کنند.

  2. به طرز عجیبی در این دیدگاه بهم شبیه هستیم رضا جان
    البته با توجه به سن بنده ممکنه خیلی چیز ها تغییر کنه در آینده و دیدگاه عوض بشه اما فعلا که ۱۸ سال دارم این نظر رو میپسندم
    متاسفانه نگاه خیلیا به ازدواج چیز دیگری ست اما برای بنده دوست شدن با طرف مقابل و اینکه بتونیم برای همدیگه زندگی بهتری رو از نظر روحی ایجاد کنیم خیلی مهم تره
    ازدواج مبادله کالا به کالا نیست
    خود این جمله خیلی مهمه

پاسخ دهید

ایمیل آدرس شما منتشر نخواهد شد.بخش های لازم علامتگذاری شده اند *

*

©2017 تمامی حقوق برای رضا رضائی محفوظ است.