6ژوئن

تعصب و پیش‌داوری

وقتی به بعضی از سخنان یا رفتارهای سال‌های قبل خود فکر می‌کنم، حس خوبی از همه آن‌ها ندارم و بعید است فردی شبیه به رضا رضایی دو یا پنج سال گذشته را، بیشتر از یک دوست معمولی بپذیرم. در شرایطی که نمی‌توانیم از حرف‌ها و رفتارهای دیروز خود، به صورت مطلق دفاع کنیم؛ برایم سؤال است که چرا نسبت به مواردی که در وجود آن‌ها نقشی نداشته‌ایم، تعصب به خرج می‌دهیم؟

درباره تعصب و پیش داوری چند نکته به ذهنم می‌رسد که دوست دارم در این مطلب با شما مطرح کنم.

برچسب‌هایی برای همه ما وجود دارند که در شکل‌گیری آن‌ها نقشی نداشته‌ایم و از همان لحظه تولد برای ما انتخاب شده‌اند. ملیت، قومیت، رنگ پوست، زیبایی ظاهری، مذهب، خانواده و هر چیزی شبیه به این موارد که هیچ تلاشی برای به دست آوردن آن‌ها نکرده‌ایم؛ اما همواره ملاک قضاوت، پیش‌داوری و انتخاب‌هایمان می‌شوند.

ما برای آشنایی با افراد جدید از همین برچسب‌ها استفاده می‌کنیم. همان اول آشنایی از سن، ملیت، قومیت، شغل، میزان درآمد، محل سکونت و دیگر موارد مشابه می‌پرسیم و حاضر نیستیم شناخت دقیق، بدون پیش‌داوری و پیش‌زمینه‌های ذهنی را تجربه کنیم. تعصب‌های آشکار و نهانی وجود دارند که نتیجه آن‌ها چیزی جز ایجاد نگاه محدود، در دنیای نامحدود نیست.

با بررسی و دقت به مباحث علمی و زندگی بزرگان، می‌بینیم که اندیشمندان، عمر ارزشمندشان را صرف تحقیق درباره یک موضوع می‌کنند؛ اما بازهم با قطعیت، از آن سخن نمی‌گویند؛ ولی افراد عادی زیادی هستند که هرروز، با قطعیت درباره موضوعی حرف می‌زنند و یا از چیزی دفاع می‌کنند که کوچک‌ترین سهمی در آن نداشته‌اند. زمانی این اظهار نظرها دردناک‌تر است که بدانیم دانش این افراد، محدود به اطلاعات سطحی، پراکنده و غیر علمی شبکه‌های اجتماعی است و آخرین مطالعه آن‌ها، به ماه‌ها یا شاید سال‌ها قبل بر می‌گردد.

طی سال‌های اخیر وقت بیشتری برای مطالعه، آموختن و بهبود شخصیت خود صرف کرده‌ام و هراندازه بیشتر آموختم؛ به همان اندازه شک و تردیدهای بیشتری برایم شکل‌گرفته است و متوجه شده‌ام که تعصب و قطعی‌گویی‌ها، نشان از سطحی و کم‌عمق بودن انسان‌ها است. یکی از بهترین آموخته‌هایم این است که مواظب باشم به سمت قطعی‌گویی نروم؛ همواره از فرصت‌ها برای بهبود خود استفاده کنم و هیچ‌گاه خود را کامل و بی‌نیاز از تغییر ندانم. فکر می‌کنم کسی که ثبات کامل را در زندگی می‌پذیرد؛ عملاً مرگ خود را زودتر از موعد پذیرفته است و فقط سهم اکسیژن دیگران را هدر می‌دهد.

وقتی در فضاهای آنلاین، دیدگاه کسی را می‌خوانم که موضوعی را به همه انسان‌ها یا همه افراد یک گروه خاص نسبت می‌دهد، شک بیشتری به بقیه حرف‌هایش پیدا می‌کنم. این ممکن نیست که ما بتوانیم با قطعیت، چیزی را به همه افراد تعمیم بدهیم. ساعت‌هایی از وقت روزانه‌ام که در فضای خبری و دنیای تکنولوژی صرف می‌شود، دیدن این تعصب‌ها به اوج خود می‌رسد و اوج حماقت را در رفتار افرادی می‌بینم که متعصبانه از یک گوشی هوشمند، برند خاص یا هر چیزی شبیه به این موارد طرفداری می‌کنند و همه‌ محصولات یک شرکت را بهترین می‌دانند و حتی از محصولات تولید نشده آن‌هم طرفداری می‌کنند! غافل از اینکه ژست‌های روشنفکرانه با این تعصب‌ها سازگاری ندارد.

روزانه شاهدیم که افراد زیادی، از گذشتگان و مفاخر ایرانی، متعصبانه نام می‌برند و به اعتبار آن‌ها، به ایرانی بودنشان افتخار می‌کنند؛ درحالی‌که ملیتشان هم انتخاب خودشان نبوده است و نتوانسته اند برای ایران، فرد مفید و تأثیرگذاری باشند. شاید زمانی بتوانیم به ملیت خود افتخار کنیم و درباره آن اظهار نظر کنیم که برای آن تلاشی کرده باشیم و شناخت خوبی نسبت به آن داشته باشیم وگرنه افتخار به یک تقسیم‌بندی جغرافیایی و پیشینه‌ای که نسبت به آن هیچ اطلاعاتی نداریم، هنر محسوب نمی‌شود.

بعضی از افراد برای کسب شناخت نسبت به دیگران به سراغ دسته‌بندی انسان‌ها می‌روند، آن‌ها از شناخت دیگران عاجزند و از طرفی به شناختن دیگران نیاز دارند؛ به عنوان مثال این افراد ماه تولد را ملاک دسته‌بندی‌هایشان قرار داده‌اند و برچسب‌هایی غیرعلمی به دیگران می‌زنند؛ از دید آن‌ها دوازده نوع شخصیت وجود دارد.

من هیچ‌کدام از این دسته‌بندی‌ها و مرزها را ملاک خوبی برای قضاوت و پیش‌داوری نمی‌دانم؛ چراکه تصور می‌کنم داشتن “نگاه انسانی” بهترین ملاک برای دیدن دنیا است. در نگاه انسانی، یک رفتار به‌کل شخصیت فرد تعمیم داده نمی‌شود و رفتارها، جدا از شخصیت فرد مورد بررسی قرار می‌گیرد. شاید با داشتن نگاه انسانی به دیگران، دیگر نیازی نباشد که از شرق و غرب و هر نوع دسته بندی جغرافیایی سخن بگوییم؛ آنگاه به‌جای تنفر از دروغ‌گو از دروغ متنفر می‌شویم، به‌جای بیزاری از ظالم از ظلم بیزار می‌شویم و به‌جای وابستگی به معشوق از عشق لذت می‌بریم.

تفاوت دنیای ما در همین نوع نگاه است. داشتن نگاه عمیق و زیبا به دنیا و انسان‌ها، ما را از پیش‌داوری و تعصب دور می‌کند و درک عمیق‌تری را سهم ما خواهد کرد.

تصور می‌کنم فرد متعصب کور نیست بلکه نمی‌خواهد ببینید و انتخاب کرده است که نبیند و آن کسی که خواب باشد با فردی که خود را به خواب می‌زند، تفاوت زیادی دارد. تعصب و پیش داوری، دل‌خوش کردن به قفسی محدود و تلاش نکردن برای پرواز در آسمان آزاد است.

اشتراک گذاری

درباره رضا رضائی

6 نظرات

  1. Jalebe kheili.haj reza yepa ravanshenasi.merc vaghean ghashange

  2. جالب بود .فقط یه پیشنهاد .به جای کلمه ی “خودم” اگر بتونید کلمه ی” خود ” رو استفاده کنید متن شیواتر خواهد بود .

  3. به رفاقت باهات افتخار میکنم رضا
    ان شا الله بازم از نظراتت استفاده کنیم و این نوع تفکر فراگیر بشه

  4. وقتی ادم خود دیروزش راقبول نداره این یعنی رشد شخصیتی کرده. از وقتی میشناسمت آقا و با شخصیت بودی و همیشه در حال پیشرفت…

  5. زیبا مثل همیشه.موفق و پیروز باشی

پاسخ دهید

ایمیل آدرس شما منتشر نخواهد شد.بخش های لازم علامتگذاری شده اند *

*

©2017 تمامی حقوق برای رضا رضائی محفوظ است.